صفحه 1 : ایران و جهان
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : خبر همدان
صفحه 4 : خبر همدان
صفحه 5 : فرهنگی
صفحه 6 : اندیشه
صفحه 7 : ایران و جهان
صفحه 8 : فرهنگ شهروندی
۴
مهر
۱۴۰۵
شماره
۶۲۶۷
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه خبر همدان: از میدان امام خمینی(ره) تا مقصد نهایی، چند موکب را پشت سر گذاشتم. هنوز نیم ساعتی تا شروع مراسم تجمع باقی مانده بود. سوژه آن شبم مسجد و موکبی بود که دقیقاً وسط خیابان مهدیه قرار داشت.
به گزارش هگمتانه، در کنار ازدحامی که در خیابان وجود داشت، جمعیتی پرچمبهدست کنار مسجد مهدیه ایستاده بودند و گویا خودشان را برای مراسم آماده میکردند. جلوی ورودی قسمت راست مسجد، موکب مهدیه مستقر شده بود، اما از سوی دیگر مسجد، صدای شور و شوق بچهها توجه هر عابری را به خود جلب میکرد.
کودکان و نوجوانانی را میدیدم که با اشتیاق در موکب مخصوص خودشان مشغول بازی دارت بودند. هیجان بازی در چهرههایشان موج میزد؛ انگار نه انگار چند دقیقه دیگر قرار است فضای خیابان رنگ دیگری به خود بگیرد.
برایم جالب بود که اینجا برای بچهها هم سهمی از این شبها در نظر گرفته شده بود؛ تا حضور در میدان فقط به ایستادن و شنیدن شعارها خلاصه نشود.
ساعت از 21 گذشته بود و هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده میشد. دیگر خیابان حالوهوای دقایق قبل را نداشت. از هیأت امنای مسجد خواستم مسؤول موکب را برای گفتوگو به ما معرفی کنند تا بیشتر در جریان آنچه در این شبها در این نقطه از شهر میگذرد، قرار بگیریم.
چند دقیقه بعد، سیدمهدی حسنی روبهرویم حاضر شد؛ مردی که حدود 35 سال از عمرش را در هیأت گذرانده و حالا بیش از200 شب است که همراه جوانان هیأت محبین المهدی(عج)، چراغ موکب را در کنار مردم روشن نگه داشته است.
روایتش را که آغاز میکند، خیلی زود معلوم میشود که برای او این موکب فقط توزیع چند استکان چای و یک بساط پذیرایی نیست؛ بخشی از یک حضور مستمر است.
از 35 سال خدمت در هیأت تا 200 شب حضور در میدان
سیدمهدی حسنی میگوید که بخش عمده کارهای موکب را جوانان هیأت برعهده دارند و او نیز در کنار آنها هر کاری از دستش بربیاید انجام میدهد.
به گفته او، موکب از فردای شهادت رهبر انقلاب فعالیت خود را آغاز کرده و حالا بیش از 200 شب است که تقریباً بهصورت مستمر در کنار مردم حضور دارند.
تأکیدی که آقا سید دارد، شیوه تأمین هزینههای موکب است؛ اینکه این چراغ با کمک مردم، خانوادهها، اعضای هیأت و خیّران روشن مانده و هزینهای از جایی به آنها پرداخت نشده است.
در این روایت، «موکب» فقط محل پذیرایی نیست؛ محلی است که هر شب بخشی از مردم شهر از کنار آن عبور میکنند، میایستند، چای مینوشند، گفتوگو میکنند و گاهی سهمی هرچند کوچک در ادامه این مسیر برعهده میگیرند.
سید ادامه میدهد که پذیرایی، یکی از بخشهای ثابت این شبهاست؛ چای، شربت، کیک و شیرینی و در مناسبتهای مختلف مذهبی، پذیرایی متناسب با همان ایام.
حسنی معتقد است حضور خانوادهها در این شبها، خودش بخشی از ماجراست؛ خانوادههایی که میآیند، کودکانشان را همراه میآورند و در کنار یکدیگر ساعتی را در میدان سپری میکنند.
اگر لازم باشد، حتی هزار شب میآییم
وقتی صحبت به ادامه این تجمعات میرسد، حسنی بر یک موضوع تأکید میکند: استمرار حضور مردم.
او البته معتقد است ممکن است مردم نسبت به برخی عملکردها و حتی روند اداره کشور انتقاد داشته باشند، اما این انتقاد را جدا از اصل جمهوری اسلامی ایران میدانند.
به باور او، اگر مردم میدان را خالی کنند، افراد دیگری ممکن است وارد این فضا شوند؛ بنابراین از نگاهش، حضور مردم باید ادامه داشته باشد.
وقتی از خودش میپرسم بعد از 200 شب خسته نشده است، پاسخ روشنی دارد: نه.
میگوید تقریباً همه شبها حضور داشته، جز مدتی که برای سفر حج در همدان نبوده است.
برای او این حضور فقط یک عادت شبانه نیست؛ آن را نوعی احساس وظیفه میداند. میگوید اگر یک شب نیاید، احساس میکند کوتاهی کرده است.
بعد از چند لحظه مکث، جملهای میگوید که شاید بتوان آن را خلاصه تمام این شبها دانست: "تا هر زمانی که لازم باشد و رهبر عزیز انقلابمان دستور بدهند، مردم پای کار هستند؛ حتی اگر هزار شب هم طول بکشد."
در میان خاطرات حضور حاج مهدی، یک اتفاق ساده بیشتر از بسیاری از اتفاقهای دیگر در ذهنش مانده است.
مردی که از راه جمعآوری ضایعات و نان خشک امرار معاش میکند، یک شب به موکب آمده، چرخش را کمی بالاتر گذاشته و یک استکان چای موکب را نوشیده و بعد هم 50 هزار تومان به موکب کمک کرده است.
به نظرش عدد، شاید چندان به چشم کسی نیاید، اما برای سید، ارزش آن کمک بسیار زیاد است چون آن مرد با بضاعتی که داشته در این کار سهیم شده است.
اینجا روایت موکب از چای و پذیرایی عبور میکند و به مفهوم دیگری میرسد؛ اینکه هرکس به اندازه توانش میتواند در یک کار جمعی سهم داشته باشد.
مردم از این حضور مستمر خسته نیستند
آقا سید ادامه میدهد؛ از «دعای عهد» میگوید؛ لحظهای که در پایان برنامه، از مردم خواسته میشود دست راست خود را بالا بیاورند و با امام زمان(عج) عهد کنند.
حاج مهدی میگوید: در این لحظه، زن و مرد دستهایشان را بالا میبرند و با اشک چشم سلامتی و حضور امام خود را از خداوند متعال طلب میکنند.
مطالبهای ساده از مسؤولان
وقتی صحبت از مسؤولان میشود، خواسته حسنی پیچیده نیست: صداقت با مردم.
میگوید مسؤولان باید با مردم صادق باشند و اگر مسؤولی احساس میکند توان انجام کاری را ندارد، باید اجازه دهد فرد توانمندتری مسؤولیت را برعهده بگیرد.
از سوی دیگر، معتقد است هر کاری که برای آسایش و رفاه مردم از دست مسؤولان برمیآید، باید انجام شود و کسی که میتواند کاری برای مردم انجام دهد اما کوتاهی میکند، باید پاسخگو باشد.
گفتوگو به پایان نزدیک میشود. صدای جمعیت از خیابان میآید و حاضران آرامآرام برای ادامه برنامه آماده میشود.
از حاج سید مهدی میپرسم اگر بخواهد به عنوان یک بچه هیأتی، پیامی برای رهبر انقلاب داشته باشد، چه خواهد گفت؟ پاسخش کوتاه و روشن است: "تا هر زمانی که رهبرمان فرمان بدهند و حضور مردم را لازم بدانند، پای کار خواهیم بود."
میگوید: "خیال آقا از مردم راحت باشد."
بعد دوباره به مسؤولان برمیگردد؛ به کسانی که پشت میزهای مسؤولیت نشستهاند. از آنها میخواهد حواسشان به مردم باشد و منافع شخصی و سیاسی را بر خواستههای مردم مقدم نکنند.
شب همچنان ادامه دارد. چند متر آنسوتر، استکانهای چای میان مردم میچرخد و پرچمها در دست جمعیت بالا و پایین میشود.
موکب، میان مسجد و خیابان، همچنان روشن است. شاید راز ماندگاریاش همین باشد؛ اینکه آنجا فقط یک موکب نیست؛ روایت آدمهایی است که هرکدام به اندازه توانشان دین خود را ادا میکنند؛ یکی با چای، یکی با یک کمک کوچک، یکی با چند ساعت حضور و دیگری با خدمت به مردم.
و سیدمهدی حسنی، بعد از گذشت بیش از 200 شب از حضور، هنوز همان جمله را تکرار میکند: تا هر وقت که لازم باشد، در میدان میمانیم.